محمد حسن خان اعتماد السلطنه
17
صدر التواريخ يا تاريخ صدور قاجار ( فارسى )
از كدخدايان و عمال معروف شيراز بود و رفتهرفته به جهت كاردانى و عقل و تدبير رتبهء عالى حاصل كرد تا به كلانترى و شهريارى شيراز رسيد و گفتهاند آباى ايشان در اصل از شهر قزوين بودهاند ، و وقتى به شيراز آمدهاند ، با سلسلهء حاجى قوام شيرازى « 7 » كه معاصر و ممدوح خواجه حافظ « 8 » است وصلتى كردهاند و در آن ولايت زيستهاند تا در زمان نادر شاه افشار ، حاجى محمد هاشم كدخداى محلات حيدرى « 9 » خانه به حكم نادر شاه مكفوف البصر و واحد العين گرديد . چون بعد از سلطنت كريم خان زند « 10 » على مراد خان « 11 » بر مسند حكومت برنشست اعيان فارس را كه از آن جمله ميرزا محمد كلانتر سابق بوده است به اصفهان نقل و تحويل كرد و ميرزا محمد كلانتر در زمان جعفر خان زند به طهران آمده ، مورد الطاف خاقان شهيد آقا محمد شاه قاجار شد و جعفر خان ، كلانترى شيراز را
--> ( 7 ) - حاجى قوام شيرازى ، قوام الدين حسن معروف به حاجى قوام ، از وزراى شاه شيخ ابو اسحاق بود . ممدوح خواجه حافظ بود و دربارهء وى اشعارى دارد . وى از اكابر رئوس فارس بود و مثل او به كرم و خيرات و مبرات و خصايل پسنديده در فارس كسى نشان نداده است . ( تاريخ گزيده چاپ ليدن ص 456 و 457 ) ، وفات وى در روز جمعه ششم ربيع الاول سال 745 قمرى اتفاق افتاد . ( 8 ) - حافظ شيرازى ، خواجه شمس الدين محمد ( ولادت در شيراز اوايل قرن 8 هجرى ، فوت در شيراز سال 792 ه . قمرى ) در نزد دانشمندان عصر خود از جمله قوام الدين عبد اللّه به تحصيل علوم پرداخت و در تفسير و حكمت و ادبيات عرب دست يافت و قرآن را با چهارده روايت از برداشت و به همين مناسبت حافظ تخلص كرد . استادى خواجه در غزل عارفانه است و در اين باب تاكنون كسى به پايه او نرسيده است مدفن خواجه در حافظيهء شيراز زيارتگه رندان جهان است . ديوان او شامل غزليات ، چند قصيده ، چند مثنوى ، قطعات و رباعيات است و به كرات و مرات در ايران و خارج به طبع رسيده است و به غالب زبانهاى بيگانه ترجمه و تشريح شده است وى در اواخر عمر با امير تيمور معاصر بود و دورهء زندگانى او با شاه شيخ ابو اسحاق و سلاطين آل مظفر ( امير مبارز الدين محمد ، شاه شجاع و سايرين ) كه در فارس حكومت داشته و ملوك ايلخانى مانند سلطان اويس و سلطان احمد كه در بغداد حكومت مىكردند معاصر بوده است . ( 9 ) - حيدرى و نعمتى ، حيدرى طايفهء از دراويش را مىگفتهاند كه به سلطان حيدر جد شاه اسماعيل صفوى ارادت مىورزيدهاند . لباس اين سلسله كلاه سرخ رنگ پنج تركى از پوست گوسفند دباغى شده و كتفاندازى بر كتف داشته و عصاى ضمختى كه به اصطلاح درويشان منتشا گويند ، در دست داشته و بوقى از شاخ كه شاخ نفير گويند در دست چپ . و اما نعمتىها دراويشى هستند كه به شاه نعمت إله ولى ارادت مىورزيدند . در ميان اين دو سلسله به حدى عداوت وجود داشت كه محال بود به يكديگر برسند و بهم صدمه نزنند . مراجعه شود به ص 55 جلد اول مرآت البلدان تأليف مرحوم اعتماد السلطنه . ( 10 ) - كريم خان زند ، محمد كريم و برادرش صادق از طايفهء لك منسوب به زند ، از طوايف لر ساكن شهرستان ملاير . ميان طايفه خود به مهارت در سوارى و تيراندازى و رشادت مشهور و در بزرگترين نبردهاى نادر شاه از جمله فتح هندوستان در جزو ارتش ايران بودند و بعد از قتل نادر شاه به ملاير برگشتند و با استفاده از ارادتى كه مردم اصفهان به خاندان صفويه داشتند ، در آن شهر ابو تراب پسر 8 سالهء از نوادهء دخترى شاه سلطان حسين صفوى را به عنوان شاه اسماعيل سوم به سلطنت برگزيده و او خود را وكيل الدوله يعنى وكيل دولت شاه اسماعيل خواند ( 1165 ه ، ق . ) . كريم خان براى از بين بردن ياغيان و گردنكشان محلى ايران و سرداران افغانى كه درصدد به دست آوردن تاج و تخت و سلطنت ايران بودند بسيار كوشيد و زحمات زيادى را تحمل نمود و بالاخره بر همهء آنها تسلط يافت و شيراز را پاىتخت خود قرار داد و تا پايان عمر به عنوان وكيل الرعايا سلطنت كرد . كريم خان مردى سادهدل و رئوف و دلير و مهربان و رعيتنواز و در زندگى خصوصى بىتكلف بود و هرچند سواد نداشت ولى به دانشمندان و اهل علم احترام مىگذاشت . وفات وى در ماه صفر 1193 ه . ق . در شيراز اتفاق افتاد . از وى آثار بسيارى از آنجمله بازار و مسجد وكيل در شيراز باقى مانده است . ( 11 ) - على مراد خان زند ، چهارمين پادشاه از خاندان زنديان ، وى شيراز را از صادق خان گرفت و به تخت نشست وى مردى شرابخوار و تندخو بود و رقيبى نيرومند چون آقا محمد خان قاجار در برابر خود داشت . در سال 1200 ه . ق . وفات يافت .